السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
460
تفسير الميزان ( فارسي )
منظور از آن حبط ثواب اعمال است نيز حبط معلق شده به خود اعمال ، همانطور كه در اين آيه نيز چنين است . پس ناگزيريم در اينجا هم آيه را حمل كنيم به همان معنايى كه آيه حبط مربوط به كفر را حمل كرديم . آنجا گفتيم كه كفر ، ثواب عمل را حبط مىكند ، اينجا نيز بايد همين را بگوييم ، و هيچ فرقى بين اين دو مورد نيست . و اين كه گفتند خلاف ظاهر است قبول نداريم ، براى اينكه بطلان عمل همين است كه اثر مترتب بر آن باطل شود . بعضى « 1 » ديگر آيه را چنين توجيه كردهاند كه : تنها كفر باعث حبط است ، و اگر در اين آيه فرياد زدن به روى رسول خدا ( ص ) و بلند صحبت كردن را هم باعث حبط دانسته از اين جهت نبوده كه خود اين رفتار باعث حبط مىشود ، بلكه از اين جهت بوده كه ممكن است گاهى اين عمل باعث اذيت شدن آن جناب شود ، و اذيت كردن رسول خدا ( ص ) كفر و مايه حبط عمل است . بعضى « 2 » هم گفتهاند : هر چند در آيه از مطلق بلند حرف زدن نهى شده ولى ما مىدانيم كه ملاك آن پرهيز از عملى است كه ممكن است باعث آزار رسول خدا ( ص ) شود و چون آزار آن جناب به اتفاق مسلمين كفر و باعث حبط عمل است ، لذا به طور مطلق از عملى كه گمان آزار پيغمبر در آن هست نهى كرده ، چه اينكه آزار باشد و چه نباشد . و اين به دو منظور بوده يكى حمايت از حرمت آن جناب ، و يكى پيشگيرى و از بين بردن ماده فساد . و چون اين عمل مورد نهى ، دو قسم بوده ، يكى به حد كفر مىرسيده و آن صورتى است كه رسول خدا ( ص ) را آزار دهد ، و يكى هم به حد كفر نمىرسيده ، و نيز از آنجا كه دليلى نبوده اين دو قسم عمل را مشخص كند ، و اگر هم فرض كنيم بوده مردم در بيشتر مواقع توجهى به آن نداشتند لذا مكلفين بايد به عنوان احتياط از هر دو قسم ، احتياط مىكردند ، تا از آن هم كه به حد اذيت مىرسيده اجتناب كرده باشند . و جمله * ( « أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ » ) * هم به همين مشخص نبودن اين دو قسم اشاره مىكند ، و الا اگر به صداى بلند سخن گفتن با آن جناب به طور مطلق حرام مىبود - چه به حد اذيت برسد و چه نرسد - ديگر جا نداشت بفرمايد « ندانسته اعمالتان حبط شود » چون مورد تكليف منحصر به يك قسم بود ، يعنى بلند حرف زدن ، حال اگر به حد آزار برسد كفر هم
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 136 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 130 .